غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۲۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نابسته رخنه نظر از هر عیان که هست

از پرده جلوه گر نشود هر نهان که هست

۲

هر مو زبان نکته سرایی نمی شود

تا ترک گفتگو نکند این زبان که هست

۳

چندین هزار جامه بدل کرد هر حباب

دریای بیکران حقیقت همان که هست

۴

باور که می کند، که ازان گنج سر به مهر

آفاق پر گهر شد و او همچنان که هست

۵

از سرنوشت هر دو جهان سربرآورد

خود را اگر کسی بشناسد چنان که هست

۶

سنگ نشان به کعبه رسانید حاج را

حق را نیافتی تو به چندین نشان که هست

۷

کار جهان چنان که تو خواهی اگر شود

ایمان نیاوری به خدای جهان که هست

۸

صائب چسان به حمد تو رطب اللسان شود؟

ای عاجز از ثنای تو هر نکته دان که هست

بازگشت به سروده‌های صائب