ما گرچه بسته ایم لب از گفتگوی دوست
آیینه دار راز نهان است روی دوست
این شعر به زیبایی و عمق حس دوستی و عشق اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری چون آیینه و بوی دوست، اهمیت نزدیکی به محبوب و جستجوی او را بیان میکند. حتی اگر افراد از بیان احساسات خود خودداری کنند، عشق و جذبه دوستی در دلها و ذهنها حک شده است. شاعر به پیوند میان انسان و دوست میپردازد و میگوید که عشق باعث میشود انسان در جستجوی محبوب خود باشد و همه چیز، حتی مشکلات و فتنهها، به عشق و دوستی جهت میدهد. در نهایت، دوستی و زیبایی آن غیرقابل انکار است و فرد در تلاش برای رسیدن به دوست، از هیچ تلاشی دریغ نمیکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ما گرچه بسته ایم لب از گفتگوی دوست
آیینه دار راز نهان است روی دوست
از بوی پیرهن گذرد آستین فشان
در مغز هر که ریشه دوانید بوی دوست
محو کدام آیینه سیما شود کسی؟
آیینه خانه ای است دو عالم ز روی دوست
رهبر چه حاجت است، که هر خار دشت عشق
برداشته است دست اشارت به سوی دوست
در پرده سوخت شهپر مرغ نگاه را
آه آن زمان که پرده برافتد ز روی دوست
درد طلب کجاست، که هر ذره خاک من
چون مور پر برآورد از جستجوی دوست
هر چند دوست را سر ما نیست از غرور
ما هم ز انفعال نداریم روی دوست
اوراق دل ز منت شیرازه فارغ است
تا کوچه گرد زلف حواس است بوی دوست
از سیل فتنه زیر و زبر گر شود جهان
صائب برون نمی رود از خاک کوی دوست