تا چند بشنوم ز رسولان پیام دوست
گه دل به نامه شاد کنم، گه به نام دوست
در این شعر، شاعر به بیان عشق و محبت خود به دوست میپردازد و از ارزشهای روحی و معنوی سخن میگوید. او از تاثیر پیامهای دوستان و معشوقان بر دلش و نیز از خمار و شوقی که به خاطر یاد دوست دارد، صحبت میکند. شاعر اشاره میکند که محبت و یاد دوست برایش از هر شرابی گرانبهاتر است و حتی در غم غربت یا دوری از دوست، همچنان دلش مشغول یاد اوست. به عبارتی، این شعر بیانگر عشق عمیق و وابستگی معنوی به معشوق و اهمیت توجه به زیباییهای معنوی زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا چند بشنوم ز رسولان پیام دوست
گه دل به نامه شاد کنم، گه به نام دوست
عارف ز جام مهر خموشی نیافته است
کیفیتی که یافت دلم از کلام دوست
رحم است بر کسی که ز کوتاه دیدگی
در جستجوی ماه برآید به بام دوست
دشمن به بیقراری من رحم می کند
در خاطرم عبور کند چون خرام دوست
گر میرم از خمار ز دل خون نمی خورم
من کیستم که باده گسارم ز جام دوست؟
هر چند ناقص است شود کار او تمام
افتاد چشم هر که به ماه تمام دوست
در بزم ما به باده و جام احتیاج نیست
ما را بس است مستی ذکر مدام دوست
از داغ غربتش جگر سنگ خون شود
آشفته خاطری که نداند مقام دوست
خون می خورد ز ساغر آب حیات، خضر
خوشتر ز لطف خاص بود لطف عام دوست
ناکامی است قسمت خودکام، زینهار
بر کام خود مباش که باشی به کام دوست
صائب فزون ز باده لعل است نشأه اش
خونی که می خورم ز رخ لعل فام دوست