از لخت دل مرا مژه در چشم تر شکست
چون شاخ نازکی که ز جوش ثمر شکست
این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و شکستهای عاطفی اشاره دارد. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا، دلشکستگی و رنجی که از دوری معشوق میکشد را بیان میکند. او میگوید که عشق واقعی نمیتواند با عقل و منطق توجیه شود و شراب عشق برتری دارد. همچنین، او به فراق و جدایی اشاره میکند و احساسش را به گونهای توصیف میکند که گویی هر شکست عاطفی، او را بیشتر میشکند. در نهایت، شاعر به ذات شکست عاشقانه و تاثیرات آن بر زندگیاش اشاره میکند و بیان میکند که در هر درد و رنج، راهی جدید برای شکست وجود دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از لخت دل مرا مژه در چشم تر شکست
چون شاخ نازکی که ز جوش ثمر شکست
چون تیغ آب جوهر من شد زیادتر
چندان که روزگار مرا بیشتر شکست
جای شراب عشق نگیرد شراب عقل
نتوان خمار بحر به آب گهر شکست
در عاشقی همین دل بلبل شکسته نیست
اول سبوی غنچه درین رهگذر شکست
از جام غیر، آن لب میگون زیاد نیست
باید خمار خود ز شراب دگر شکست
گردید توتیای قلم استخوان من
از بس مرا فراق تو بر یکدگر شکست
مژگان اشکبار تو ای شمع انجمن
صد تیغ آبدار مرا در جگر شکست
خون می گشاید از رگ الماس سایه اش
آن نیش غمزه ای که مرا در جگر شکست
صائب چه شکرهاست که ما را چو زلف، یار
در هر شکستنی به طریق دگر شکست