غم را اگر برون ندهد سینه آینه است
گر زنگ را فرو خورد آیینه آینه است
این شعر به تأمل درباره زیبایی و حقیقت میپردازد. شاعر میگوید که سینه انسان به مانند آینهای است که غمها و رازها را در خود نگه میدارد. اگر احساسات به درستی بیان نشوند، به مانند آینهای میمانند که زنگزده و کدر است. همچنین، اشاره میکند که تنها افرادی که دل پاک دارند میتوانند زیبایی واقعی جهان را ببینند و درک کنند. در این شعر، آینه به عنوان نماد صداقت و حقیقت جلوه میکند و ارتباطی عمیق میان عشق، زیبایی و خلوص دل برقرار میشود. شاعر همچنین از سختیهای عاشقانه سخن میگوید و نشان میدهد که عشق واقعی میتواند زشتیها را به زیبایی تبدیل کند. در کل، شعر تأکید دارد بر اهمیت پاکی دل و زیبایی در چشمان بیننده.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
غم را اگر برون ندهد سینه آینه است
گر زنگ را فرو خورد آیینه آینه است
مشاطه جهان، نظر پاک بین توست
عالم منورست اگر سینه آینه است
روشندلان ز پرتو مهرند بی نیاز
شمع و چراغ خانه آیینه آینه است
صافی دلان میکده را پاک دیده ایم
در دل نگیرد آن که ز کس کینه آینه است
از اهل دل حضور لباس نمد بپرس
قیمت شناس خرقه پشمینه آینه است
اخفای راز عشق تو در سینه چون کنم؟
سیماب، گوهر من و گنجینه آینه است
در روزگار خط تو چون آب و سبزه شد
با زنگ اگر چه دشمن دیرینه آینه است
از بس که صیقلی شده است از فروغ حسن
دیوار جلوگاه ترا پینه آینه است
با تیر غمزه تو کز آهن گذر کند
آن پر دلی که کرد سپر سینه آینه است
این آن غزل که گفت فصیحی پاکدل
گر زشت را نکو کند آیینه آینه است