غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شرم گناه رهبر توفیق بوده است

عصیان غبار لشکر توفیق بوده است

۲

مستان سری که در سر می می کشیده اند

در انتظار افسر توفیق بوده است

۳

تبخاله ندامت لبهای آتشین

گوهر فروز اختر توفیق بوده است

۴

موج قدح که صیقل زنگ کدورت است

آیینه دار شهپر توفیق بوده است

۵

دستی که ناگهان به دعا می گشوده اند

در آرزوی ساغر توفیق بوده است

۶

صائب مس وجود ترا ساختن طلا

در دست کیمیاگر توفیق توفیق بوده است

بازگشت به سروده‌های صائب