باد بهار مرهم دلهای خسته است
گل مومیایی پر و بال شکسته است
این شعر به زیبایی به توصیف بهار و تأثیر آن بر دلهای خسته و افسرده میپردازد. باد بهار به عنوان مرهمی برای دلها معرفی میشود و گلها با وجود آسیبدیدگی، به زندگی و شکوفایی ادامه میدهند. شاعر به وضوح از شکوفهها، سبزهها و تأثیرات مثبت بهار بر طبیعت سخن میگوید. همچنین، به تغییرات ناشی از بهار و شور و اشتیاقی که در دلها ایجاد میشود، اشاره میکند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که این زیبایی و شگفتی باید درک شود و به آن توجه شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باد بهار مرهم دلهای خسته است
گل مومیایی پر و بال شکسته است
شاخ از شکوفه پنبه سرانجام می کند
از بهر داغ لاله که در خون نشسته است
وقت است اگر ز پوست برآیند غنچه ها
شیر شکوفه زهر هوا را شکسته است
این سبزه نیست بر لب جو رسته، نوبهار
بر زخم خاک، مرهم زنگار بسته است
زنجیریی است ابر که فریاد می کند
دیوانه ای است برق که از بند جسته است
پایی که کوهسار به دامن شکسته بود
از جوش لاله بر سر آتش نشسته است
افسانه نسیم به خوابش نمی کند
از ناله که بوی گل از خواب جسته است؟
از جوش گل، ز رخنه دیوار بوستان
خورشید در کمین تماشا نشسته است
صائب به هوش باش که داروی بیهشی
باد بهار در گره غنچه بسته است