تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است
از هاله مه به حلقه ماتم نشسته است
این شعر به توضیح حال و هوای انسانی میپردازد که بین زندگی و مرگ، عشق و تعلقات، و محدودیتهای اجتماعی در حال کنکاش است. تصویرهای هاله و قفس نشاندهنده حالتی از محصوریت و اندوه هستند، در حالی که اشاره به آزادی و گسستن از بندها به نوعی امید و رهایی را به تصویر میکشد. شاعر از نارساییهای جامعه و دلهای شکسته سخن میگوید و نشان میدهد که همه افراد، فارغ از دین و مذهب، به نوعی در پی حقیقت و آرامش هستند. در نهایت، شعر به این نکته میرسد که در روز جزا، ثواب کسانی که بر مشکلات غلبه کردهاند، بیشتر خواهد بود و انسانی که توبه کرده، در برابر واقعیتهای تلخ زندگی کمقرار است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است
از هاله مه به حلقه ماتم نشسته است
راهی به حق ز هر دل در خون نشسته است
این در به روی گبر و مسلمان نبسته است
غافل مشو ز پاس دل بیقرار ما
کاین مرغ پر شکسته قفس ها شکسته است
گردون نظر به بی بصران بیشتر کند
زنگی هلاک آیینه زنگ بسته است
خط امان ز تیغ حوادث گرفته است
آزاده ای که بند علایق گسسته است
از مرگ و زندگانی ما عشق فارغ است
دریا، دلی به موج و حبابش نبسته است
رگهای جان باده کشان در کشاکش است
امروز باز رشته سازی گسسته است
خواهد ثواب بت شکنان یافت روز حشر
سنگین دلی که توبه ما را شکسته است!
نتوان به ما رسید ز غمازی نشان
نقش پی رمیده دلان جسته جسته است
خون گریه می کند در و دیار روزگار
تا شیشه دل که خدایا شکسته است
صائب گشوده اند به رویش در بهشت
هر کس زبان ز نیک و بد خلق بسته است