شاهنشهی است عشق که دل جلوه گاه اوست
آهی که خیزد از دل ما گرد راه اوست
این متن درباره عشق به عنوان شاهنشاهی است که دل آدمی را به خود جلب میکند. عشق به عنوان یک نیروی قدرتمند توصیف میشود که میتواند دنیا را تغییر دهد و دلها را از هر دو جهان سرد کند. نگاهی به زیبایی و جاذبه عشق اشاره دارد که میتواند سرنوشت انسانها را تحت تأثیر قرار دهد. در این شعر به شخصیت عشق، تأثیر آن بر زندگی و ارتباط انسانها با یکدیگر پرداخته شده است، و عشق به عنوان یک قدرت برتر و پیروزمند معرفی میشود که همواره در نبردهای زندگی پیروز است. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که عشق بیهمتاست و هیچ چیز دیگری نمیتواند با آن مقایسه شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شاهنشهی است عشق که دل جلوه گاه اوست
آهی که خیزد از دل ما گرد راه اوست
دل را ز کام هر دو جهان سرد ساختن
تأثیر اولین نفس صبحگاه اوست
از یک نگاه، زیر و زبر کردن جهان
بازیچه ای ز گردش چشم سیاه اوست
چون نور آفتاب، پریشان خرام نیست
دلهای چاک، مشرق روی چو ماه اوست
گردون که صبح و شام زند غوطه در شفق
صید به خون تپیده ای از صیدگاه اوست
نتوان شکست لشکر دل را به ترکتاز
این فتح در شکستن طرف کلاه اوست
هر سینه ای که پاک شد از گرد آرزو
میدان تیغ بازی برق نگاه اوست
فتح از سپاه عشق بود، گرچه وقت جنگ
انگشت زینهار، لوای سپاه اوست
عشق تو آهویی است که از چشمه سار دل
هر تخم آرزو که برآید گیاه اوست
از خسروی است فتح که هنگام دار و گیر
دست دعای خلق لوای سپاه اوست
صائب به غیر چهره زرین عشق نیست
آن کهربا که کاهکشان برگ کاه اوست