روشنگر وجود به راه اوفتادن است
در جویبار، سبزی آب از ستادن است
این متن شعری است که دربارهٔ روشنگری و سیر و سلوک روحانی صحبت میکند. شاعر به نمادهایی از زندگی روزمره و معنویت اشاره میکند، مانندنمایش نیاز به خداوند و تلاش برای نزدیکی به او. زندگی را به جریانی سبز و زنده تشبیه میکند و از ویژگیهای انسان روحانی، مثل خضوع و دعا، سخن میگوید. همچنین اشاره به غفلت مردم و برقراری اتصال با حقیقت در میان چالشها و وقایع زندگی دارد. در نهایت، اشاره به طواف کعبه و سفر روحانی کسانی که در این مسیر ادامه میدهند و از سر افتادگی در زندگی نمیترسند، میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روشنگر وجود به راه اوفتادن است
در جویبار، سبزی آب از ستادن است
رو تافتن ز پیکر خاکی پس از وصول
بعد از نماز پشت به محراب دادن است
عرض نیاز خویش به پاکیزه گوهران
لب چون صدف به ابر بهاران گشادن است
دست دعا بلند نکردن به وقت صبح
بر سینه دست پیش کریمان نهادن است
بر روی غافلان جهان خنده سپهر
از رود نیل کوچه به فرعون دادن است
در موج خیز حادثه آسوده زیستن
در رهگذار سیل میان را گشادن است
صائب بود به گرد سرش کعبه در طواف
آن رهروی که منزلش از پا فتادن است