غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

راز نهان ز سینه در انداز جستن است

از زور باده شیشه ما در شکستن است

۲

گفتن به آه درد دل خود ز بیکسی

مکتوب خود به بال و پر تیر بستن است

۳

جستن مراد خود ز خسیسان دل سیاه

سوزن ز کاهدان شب تاریک جستن است

۴

روزی طلب ز درگه حق کن که پیش خلق

لب بازکردنت در توفیق بستن است

۵

بیخود به طوف کعبه روان شو که با خودی

احرام بستن تو چو زنار بستن است

۶

گفتم کنم به گوشه نشینی علاج نفس

غافل که سرفرازی سگ در نشستن است

۷

صائب ز سینه زنگ زدودن به اشک گرم

داغ کلف ز آینه ماه شستن است

بازگشت به سروده‌های صائب