احوال دل ز دیده خونبار روشن است
حال درون خانه نمایان ز روزن است
این شعر به تبیین حالتهای درونی و احوالات انسانی میپردازد. شاعر بیان میکند که در دل انسانها حس و حال عمیق و واقعی وجود دارد و این احساسات در زندگی روزمرهشان نمایان است. او به اهمیت استقامت، عشق و تلاش در زندگی اشاره میکند و میگوید آنهایی که دل قوی دارند به سلاح و زره نیاز ندارند. همچنین به نقش اشک و پاکسازی احساسات منفی در زندگی اشاره میکند و بیان میکند که ظالمان هرگز از خونریزی سیر نمیشوند. در نهایت، شاعر توصیه میکند برای عشق ورزیدن، باید از خودگذشتگی کرد و گام اول را در این مسیر برداشت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
احوال دل ز دیده خونبار روشن است
حال درون خانه نمایان ز روزن است
روشندلان همیشه سفر در وطن کنند
استاده است شمع و همان گرم رفتن است
در انتظام کار جهان اهتمام خلق
مشق جنون به خامه فولاد کردن است
جوهر بس است بیضه فولاد را حصار
آن را که دل قوی است چه حاجت به جوشن است؟
دست و دهن اگر چه نماید تنور رزق
نسبت به دست کوته ما چاه بیژن است
شستن به اشک، گرد کدورت ز روی دل
آیینه را به دامن تر پاک کردن است
ظالم به مرگ سیر نگردد ز خون خلق
در خواب، کار تشنه لبان آب خوردن است
دل چون کمال یافت نهد پای بر فلک
چون دانه خوشه گشت رجوعش به خرمن است
صائب ز خود برآی که شرط طریق عشق
گام نخست از خودی خود گذشتن است