در زیر تیغ یار که سرها در او گم است
داریم حیرتی که نظرها در او گم است
شعر به توصیف زیباییها و پیچیدگیهای عشق و زندگی میپردازد. شاعری با نگرش حیرتانگیز به رابطهای عاشقانه اشاره میکند که در آن همهچیز در جذابیت معشوق گم شده است. این شعر از تضادها و متناقضها سخن میگوید؛ مانند شیرینی عشق که در عین حال میتواند تلخی نیز به همراه داشته باشد. همچنین به معانی عمیق وجودی و غم انگیز سفر زندگی اشاره شده است، جایی که زیبایی و خطر به هم پیوستهاند. شاعر در نهایت به این نکته میرسد که حقایق و معانی در دل عشق و زیبایی معشوق پنهان است و برای درک آن نیاز به مرزهای جدیدی داریم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در زیر تیغ یار که سرها در او گم است
داریم حیرتی که نظرها در او گم است
زین آب زیر کاه، که چرخ است و کهکشان
ایمن مشو که موج خطرها در او گم است
هستی است شکری که ازو چهر می چکد
زهری است نیستی که شکرها در او گم است
آب گهر به وصف گهر ترزبان بس است
لاف از هنر مزن که هنرها در او گم است
دارم زیاد زلف بناگوش زیب او
شام خوشی که فیض سحرها در او گم است
مژگان تاب خورده اشک آفرین ماست
امروز رشته ای که گهرها در او گم است
پیشانی گشاده سختی کشان بود
همواریی که کوه و کمرها در او گم است
داده است فیض عشق به ما پاشکستگان
از خویش رفتنی که سفرها در او گم است
محرم نه ای تو، ورنه به هر موی داده اند
پیچیده نامه ای که خبرها در او گم است
دست ز کار رفته ارباب حیرت است
برگ فتاده ای که ثمرها در او گم است
صائب که یاد می کند از اشک تلخ ما؟
در قلزمی که آب گهرها در او گم است