عرش بلند مرتبه بنیان آدم است
خورشید عقل، شمسه ایوان آدم است
این شعر به تمجید و ستایش از انسان (آدم) پرداخته و او را موجودی با ارزش و باشکوه معرفی میکند. شاعر به صفات و ویژگیهای خاص آدم اشاره میکند که او را از دیگر موجودات متمایز میسازد. همچنین بر اهمیت و تأثیر انسان در جهان تأکید میکند و میگوید که آدم حتی در شرایط دشوار نیز دارای قدرت و عظمت است. در نهایت، شعر به این نکته اشاره میکند که انسان به رغم چالشها و مشکلات، به عنوان موجودی بارز و برتر شناخته میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عرش بلند مرتبه بنیان آدم است
خورشید عقل، شمسه ایوان آدم است
آدم چه جوهری است، که گنجینه سپهر
با صد هزار چشم نگهبان آدم است
لعلی که خون کند به جگر آفتاب را
در مشت خاک بی سر و سامان آدم است
همت بلند دار که نه خاتم سپهر
فرمان پذیر دست سلیمان آدم است
در بزم قدسیان خبری زین چراغ نیست
سوز و گداز، شمع شبستان آدم است
از پیچ و تاب درد، ملک را نصیب نیست
این تاب در کمند رگ جان آدم است
ده آیه حواس که منشور قدرت است
نازل ز روی مرتبه در شأن آدم است
از قدر، پای بر سر گردون گذاشته است
در خاک اگر چه گوشه دامان آدم است
بر هر گل زمین، گل ابری گماشته است
روی شکفته تازه کن جان آدم است
تا دست می رسد به می و مطرب و نگار
اندیشه بهشت ز کفران آدم است
از دلو آفتاب ربوده است اختیار
این یوسفی که در چه کنعان آدم است
آدم نه ای، ازان ز فلک شکوه می کنی
ورنه فلک مسخر فرمان آدم است
صائب جواب آن غزل سیدست این
کامروز آدم است که شیطان آدم است