غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شاخی که چار فصل پر از میوه و گل است

دست ز کار رفته اهل توکل است

۲

چون عاشقی کند به دل جمع عندلیب؟

در گلشنی که غنچه پریشانتر از گل است

۳

نقش مراد دیده جوهرشناس ماست

چین جبین که جوهر تیغ تغافل است

۴

زان خال عنبرین نتوان سرسری گذشت

هر نقطه زین صحیفه محل تأمل است

۵

صائب درین زمانه نمکدان عشق را

شوری که مانده است همین شور بلبل است

بازگشت به سروده‌های صائب