از پیر گوشه گیری وسیر از جوان خوش است
از تیر راستی و کجی از کمان خوش است
این شعر نشاندهنده نگرش شاعر به زندگی و زیباییهای آن است. او به لذتهای کوچک و دلانگیز زندگی تاکید میکند و میگوید که خوشیها و زیباییها در تغییرات و تضادها نهفتهاند. از دلنشینی بهار و زیباییهای آن سخن میگوید و تصریح میکند که باید از هر لحظهای که شادی به ارمغان میآورد، لذت برد. شاعر همچنین به دوستی، محبت و فاصله گرفتن از دشمنیها اشاره میکند و در نهایت بر اهمیت دلخوشی و نشاط در زندگی تاکید دارد. به طور کلی، او به زیباییهای زندگی حتی در دشواریها و تغییرات اشاره میکند و بر اهمیت دوستیها و روابط انسانی تاکید میورزد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از پیر گوشه گیری وسیر از جوان خوش است
از تیر راستی و کجی از کمان خوش است
تغییر رنگ خوش بود از روی شرمگین
در چشم اهل دید بهار و خزان خوش است
جوش گل است در قفس ما تمام سال
ده روز در بهار اگر گلستان خوش است
در موسم خزان چه ثمر حسن خلق را؟
ایام گل ملایمت از باغبان خوش است
طفلان به جوی شیر ز شکر کنند صلح
زاهد ز وصل دوست به باغ جنان خوش است
سرچشمه نشاط جهان رخنه دل است
دل چون شکفته است زمین و زمان خوش است
مگذار نفس را به چراگاه آرزو
کاین بد لجام در ته بار گران خوش است
چندین هزار دام تماشاست در قفس
بلبل همین به دیدن گل ز آشیان خوش است
دانسته است همت این قوم تا کجاست
یوسف به سیم قلب ازین کاروان خوش است
گر دیگران کنند تمنای دوستی
صائب به ترک دشمنی از دوستان خوش است