خط را به دور عارض او شان دیگرست
هر مور ازین سپاه سلیمان دیگرست
در این شعر، شاعر به توصیف زیباییها و احساسات مختلف میپردازد و تفاوتهای گوناگون را در زندگی و عشق بیان میکند. هر قسمت شعر نشاندهندهی یک جنبهی متفاوت از زندگی یا احساسات انسانی است که بر اساس مقایسه با طبیعت و جلوههای آن شکل میگیرد. شعر به تضادها و تفاوتهای موجود در زیباییها و تجربیات انسانی اشاره دارد و نشان میدهد که هر چیز زیبا و شادیآور، جنبهای خاص و یکتای خود را دارد. به طور کلی، شاعر بهدنبال نمایاندن عمق احساسات و پیچیدگیهای زیباییها در زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خط را به دور عارض او شان دیگرست
هر مور ازین سپاه سلیمان دیگرست
از نوشخند گل دل من وا نمی شود
صبح امید من لب خندان دیگرست
هر غنچه ای به شور نمی آورد مرا
شور جنون من ز نمکدان دیگرست
زاهد اگر به سدره و طوبی است تخته بند
ما را نظر به سرو خرامان دیگرست
بر روی کس مخند که هر خنده ای ز گل
بر عندلیب زخم نمایان دیگرست
در گلشنی که بند نقاب تو واشود
هر داغ لاله دیده حیران دیگرست
هر چند در حلاوت گفتار حرف نیست
با شهد خامشی ز سخن شان دیگرست
آن را که دل سیاه شود از قبول خلق
بر سینه دست رد کف احسان دیگرست
از تشنگی به دیده باریک بین من
هر موجه سراب رگ جان دیگرست
صائب اگر چه سیر گل و لاله دلگشاست
دست و دل گشاده گلستان دیگرست