عشق گهرشناس به دیوانه خوشترست
از بهر گنج، گوشه ویرانه خوشترست
این شعر بیانگر تمایزهای عمیق میان عشق و عقل، و همچنین زیباییهای دیوانگی و شیدایی است. شاعر میگوید که عشق واقعی و شیدایی دیوانهوار از عشقهای سطحی و ناپایدار برتر است. او تأکید میکند که حتی در حالت جنون، حال و هوای عاشقانه و احساسی زیباتر از وضعیتهای طبیعی و منطقی است. در این شعر، نمادهایی مانند پروانه، شمع، باران و آفتاب به کار رفتهاند تا نشاندهنده عشق و زیبایی ایدهآلها باشند. در نهایت، شاعر میگوید که در عشق و دیوانگی، عمق و احساسات واقعی ارزش بیشتری دارد تا در ثبات و آگاهی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عشق گهرشناس به دیوانه خوشترست
از بهر گنج، گوشه ویرانه خوشترست
زین حاجیان که گرد حرم طوف می کنند
بر گرد شمع گشتن پروانه خوشترست
نشنیده ای که می شکند سنگ، سنگ را؟
دیوانگی به مردم دیوانه خوشترست
باران ابرهای سفیدست تازه تر
از هوشیار ریزش مستانه خوشترست
در ابر از آفتاب توان فیض بیش برد
در پرده دیدن رخ جانانه خوشترست
از شمع بزم اگر چه ثبات قدم خوش است
در سوختن، شتاب ز پروانه خوشترست
در حاجت، آشنا در بیگانگی زند
در یوزه مراد ز بیگانه خوشترست
مستان نمی رسند به کیفیت هوا
در نوبهار توبه ز پیمانه خوشترست
تیغ است در بریدن ره نعل واژگون
بهر خداپرست صنمخانه خوشترست
صائب ز دانه ها که درین دامگاه هست
از بهر صید، سبحه صد دانه خوشترست