خال لب تو داغ دل آب کوثرست
پنهان تبسمت نمک شور محشرست
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق صحبت میکند. شاعر به زیبایی و جذابیت خال لب معشوق و تاثیری که تبسم او بر دلها دارد، اشاره میکند. ابروهای او به گونهای است که به دلربایی مشغول شده و تنگنای عشق را نشان میدهد. شاعر احساس میکند که تنها نیست و دیگران نیز دچار عشق و حسرت هستند. اشارهای به تأثیرات عاطفی و غم و شادی ناشی از عشق وجود دارد. در نهایت، شاعر نتیجه میگیرد که عشق هیچگاه از یاد نمیرود و انسان در مرکز آن قرار دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خال لب تو داغ دل آب کوثرست
پنهان تبسمت نمک شور محشرست
حالا به فکر دلبری افتاده ابرویت
تیغ برهنه روی تو نوخط جوهرست
تنها نه من دل پری از باغ می برم
شبنم هم از تبسم رسوای گل، ترست
کی رو ز تلخرویی دریا به هم کشد؟
ابر مرا معامله با آب گوهرست
دارد خبر ز آه من و تنگنای چرخ
هر شعله ای که در قفس تنگ مجمرست
پرویز داغ غیرت خود را علاج کرد
شیرین تندخوی همان داغ شکرست
از آستان عشق به جایی نمی رود
صائب یکی ز حلقه به گوشان این درست