هشیار زیستن نه ز قانون حکمت است
در کارخانه ای که نظامش به غفلت است
شعر درباره هشیاری و توجه در زندگی صحبت میکند. شاعر به این نکته اشاره دارد که زندگی در دنیایی که پر از غفلت است، نیاز به بیداری و تفکر دارد. او میگوید که در انزوا و سکوت، شهرت و اعتبار نهفته است و آدمهای با درایت و همت کسی هستند که بدون انتظار پاداش، به دیگران کمک میکنند. همچنین به چالشهای زندگی نیز اشاره میکند؛ مثل عدم توانایی در رسیدن به هدفها به دلیل غفلت و بیتوجهی. در نهایت، شاعر بر اهمیت پاکی و صداقت در سرشت انسانی تاکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هشیار زیستن نه ز قانون حکمت است
در کارخانه ای که نظامش به غفلت است
این کنج عزلتی که گرفته است شیخ شهر
در چشم اهل دید کمینگاه شهرت است
بند از دهان کیسه گشودن، نه از زبان
ای خواجه در طریقه ما شکر نعمت است
سوداگرست هر که دهد زر به آبروی
آن کس که بی سؤال دهد اهل همت است
دشت گشاده را نشود بستگی نصیب
سین سخا کلید در باغ جنت است
از تیغ آفتاب گل و لاله رنگ باخت
شبنم هنوز مست شکرخواب غفلت است
در کاسه سری که بود فکر آب و نان
چون آسیا همیشه پر از گرد کلفت است
یک کشتی درست به ساحل نمی رسد
زین شورشی که در سر دریای وحدت است
گوهر ز اشک ابر سرانجام می کند
صائب کسی که همچو صدف پاک طینت است