چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟
سر خوش ز شیوه های عتابش شوم کجاست؟
در این شعر، شاعر به جستجوی معشوق و عناصر جذابیت و زیبایی میپردازد. او از جایی که میتواند به شوق و شور و عشق مملو شود، میپرسد. شاعر به احوالات خود در انتظار معشوق اشاره میکند و به تشنگی و نیازش به محبت و وصل او اشاره دارد. او از ویژگیها و لحظاتی که میتواند مست و سرمست شود، یاد میکند و به این نکته تأکید دارد که کجا میتواند با معشوق پیوند بخورد و به غنای عشق برسد. در نهایت سبک شعری اشاره به ناکامی و انتظار از آن چیزهایی دارد که او را به حالت شاد و حیرتانگیز میکشاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟
سر خوش ز شیوه های عتابش شوم کجاست؟
آن برق خانه سوز که داغش شوم چه شد؟
وان سیل تندرو که خرابش شوم کجاست؟
لرزان ز سردسیر صباحت رسیده ام
حسن برشته ای که کبابش شوم کجاست؟
خمیازه چند واکند آغوش اشتیاق؟
پیمانه ای که مست و خرابش شوم کجاست؟
دشنام تلخ را به صد ابرام می دهد
بختی که قابل شکرابش شوم کجاست؟
آن طالع بلند که در بزم خیرگی
محرم به بندبند نقابش شوم کجاست؟
نتوان گرفت کام به بیداری از لبش
دستی که محرم رگ خوابش شوم کجاست؟
صد پرده از حجاب فکنده است بر عذار
چشمی که پرده سوز حجابش شوم کجاست؟
از همعنانیش نفس برق سوخته است
پایی که بوسه چین رکابش شوم کجاست؟
صائب همین بس است که خواند سگ خودم
بختی که سربلند خطابش شوم کجاست؟