خطش عنان تصرف ز دست خال گرفت
به خوش سیاه دلی ملک انتقال گرفت
این شعر به توصیف حال و احوال شاعر در مواجهه با زیبایی و عشق میپردازد. شاعر از قدرت و نفوذ زیبایی معشوق خود سخن میگوید و تأثیر عمیق آن بر زندگی و دلش را بیان میکند. او به تحولی که عشق در وجودش ایجاد کرده اشاره دارد و میگوید که حتی از آتش دوزخ نیز به خاطر عشقش احساس ترس نمیکند. همچنین، شاعر به این نکته میپردازد که با یک نگاه یا یک اشاره از معشوق، جهان جدیدی برایش گشوده میشود و احساس کمال میکند. در نهایت، او به شدت تحت تأثیر این عشق قرار گرفته و حس میکند که عشق او را به اوج میبرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خطش عنان تصرف ز دست خال گرفت
به خوش سیاه دلی ملک انتقال گرفت
چه حسن بود که از پرده تا برون آمد
جهان به زیر سراپرده جمال گرفت
ز دام و دانه چه پرواست مرغ زیرک را؟
نمی توان دل ما را به زلف و خال گرفت
عجب که آتش دوزخ به گرد من گردد
که آتشم به دل از تاب انفعال گرفت
دو چشم روشن خود باخت در تماشایش
ز مصحف رخ او هر کسی که فال گرفت
به یک پیاله مرا عالم دگر سازید
کز این جهان مکرر مرا ملال گرفت
هما گداخت چنان ز استخوان سوخته ام
که سایه را نتواند به زیر بال گرفت
غزل نبود به این رتبه هیچ گه صائب
نوای عشق در ایام من کمال گرفت