مرا که داغ و کبابم چه دوزخ و چه بهشت
مرا که مست و خرابم چه کعبه و چه کنشت
در این شعر، شاعر با بیان احساساتش به وضعیت روحی و عاطفی خود میپردازد. او به تأثیرات مختلف دنیا، از جمله عشق و مستی، اشاره میکند و نشان میدهد که تجربههای او چه بهشت و چه دوزخی را به دنبال دارد. شاعر از تعبیرات مذهبی و مکانهای مقدس مثل کعبه و کنشت استفاده میکند تا نشان دهد که این مکانها نمیتوانند او را فریب دهند، زیرا او به تجربیات و احساساتش عمیقتر از آنها وابسته است. در نهایت، او به عشق و آرزوهای عمیق خود اشاره میکند و میپرسد که آیا میتواند از دلتنگیها و مشکلاتش رهایی یابد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرا که داغ و کبابم چه دوزخ و چه بهشت
مرا که مست و خرابم چه کعبه و چه کنشت
نخست پیر خرابات چون قلم قط زد
برات روزی ما بر لب پیاله نوشت
به آب شور مرا کعبه کی فریب دهد؟
که مشربم شده خوگر به آب تلخ کنشت
به کلک قاعده دانی شکستگی مرساد
که توبه نامه ما با خط شکسته نوشت!
هزار بوسه سیراب می توان کردن
لب پیاله گر افتد به دست ما لب کشت
مرا که واله آن چاک سینه ام صائب
کجا گشاده شود دل ز کوچه باغ بهشت؟