دروغ شیوه طبع یگانه ما نیست
شرر فشانی، کار زبانه ما نیست
این شعر به بیان تنهایی و بیتوجهی در جامعه میپردازد و نشان میدهد که دروغگویی و فریب در طبع بشر وجود دارد. شاعر به جستجوی عزت و ارزشهای انسانی اشاره میکند و از کمبود فرصتها در روزگار کنونی گلایه میکند. او به عشق و زیبایی میپردازد و ضرورت توجه به احوال دل را یادآور میشود، در حالی که از فقدان درک و همدلی در مردم زمانه خود ابراز نارضایتی میکند. غم و درد ناشی از بیکسی و ناکامی در برقراری ارتباطات عمیق انسانی نیز در این شعر نمایان است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دروغ شیوه طبع یگانه ما نیست
شرر فشانی، کار زبانه ما نیست
تلاش مسند عزت برون در بگذار
صف نعال در آیینه خانه ما نیست
غنیمت است درین روزگار کم فرصت
که خضر مانع آب شبانه ما نیست
به عشق برق، الف می کشد به سینه خویش
به دست ابر خنک، چشم دانه ما نیست
به سینه دل صد چاک دست رد مگذار
اگر چه زلف تو محتاج شانه ما نیست
برو گل این زر خود در کنار آتش ریز
که خونبهای خس آشیانه ما نیست
به جای نقطه سویدا ز کلک می ریزد
فغان که اهل دلی در زمانه ما نیست
چرا کنیم سخن دلپذیر چون صائب؟
سخن پذیر دلی در زمانه ما نیست