غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۷۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خوشم به درد که در پرده شکیبایی است

بدم به داغ که آیینه دار رسوایی است

۲

به فکر زینت باطن کسی نمی افتد

مدار مردم عالم به ظاهرآرایی است

۳

مشو به سینه چاک از گزند عشق ایمن

که سینه چاک زدن فتح باب رسوایی است

۴

خوش است ناله که از روی درد برخیزد

وگرنه ناله بیدرد بادپیمایی است

۵

چگونه دیده صائب حریف گریه شود؟

عنان سیل سبکرو به دست خودرایی است

بازگشت به سروده‌های صائب