به غیر دل که عزیز و نگاه داشتنی است
جهان و هر چه در او هست، واگذاشتنی است
این شعر به مضامین فلسفی و عرفانی پرداخته و به بررسی ارزش و اهمیت دل انسانی در برابر جهان مادی میپردازد. شاعر اشاره میکند که همه چیز در دنیا گذرا و فانی است، اما دل و عشق به آنها دائمی و با ارزشاند. او به ضرورت ندامت و عبرت از گذشته اشاره میکند و اینکه باید با نگاهی عمیق به امور بپردازیم. در نهایت، شاعر در مورد اهمیت بیان درد در زندگی و ارادت به دردهای انسانی صحبت میکند و تأکید میکند که این دردها باید به شکلی ارزشمند و هنرمندانه بیان شوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به غیر دل که عزیز و نگاه داشتنی است
جهان و هر چه در او هست، واگذاشتنی است
نظر به هر چه گشایی درین فسوس آباد
دریغ و درد بر اطراف او نگاشتنی است
چه بسته ای به زمین و زمان دل خود را؟
گذشتنی است زمان و زمین گذاشتنی است
ترا به خاک زند هر چه را برافرازی
به غیر رایت آهی که برفراشتنی است
همین سرشک ندامت بود دل شبها
درین زمین سیه، دانه ای که کاشتنی است
به شکر این که ترا چشم دل گشاده شده است
به هر چه هست، ز عبرت نظر گماشتنی است
کسی که درد دلش را فشرده، می داند
که درد نامه صائب به خون نگاشتنی است
اگر به خون ننویسی، به آب زر بنویس
که عزت سخن اهل درد، داشتنی است