غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۷۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ازان مرا شب و روز سیاه هر دو یکی است

که با غرور تو، آه و نگاه هر دو یکی است

۲

فغان که پیش سبکدستی تو بی پروا

شکستن دل و طرف کلاه هر دو یکی است

۳

کسی است پیرهن تن محیط وحدت را

که چون حباب، سرش با کلاه هر دو یکی است

۴

درین بساط به تمکین خود مشو مغرور

که پیش سیل فنا، کوه و کاه هر دو یکی است

۵

چنان گزیده اعمال زشت خویشتنم

که نامه من و مار سیاه هر دو یکی است

۶

بلند و پست جهان پیش خودپرستان است

ز خود برآمده را بام و چاه هر دو یکی است

۷

ترا که ذوق تماشاست گل بچین صائب

که خس به دیده من با نگاه هر دو یکی است

بازگشت به سروده‌های صائب