غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

درین جهان که سرانجام خانه پردازی است

عمارتی که به جای خودست خودسازی است

۲

دل تو تا رگ خامی ز آرزو دارد

چو عنکبوت ترا کار ریسمان بازی است

۳

درین محیط که جای نفس کشیدن نیست

نفس کشیدن ما چون حباب سربازی است

۴

فریب آینه طوطی ز ساده لوحی خورد

وگرنه تخته تعلیم، سینه پردازی است

۵

در آن مقام که پوشیده حال باید بود

در آستانه نشستن بلندپروازی است

۶

به لفظ نازک صائب معانی رنگین

شراب لعلی در شیشه های شیرازی است

بازگشت به سروده‌های صائب