ز یار لطف نهان خواستن فزون طلبی است
که دل زیاده برد خنده ای که زیر لبی است
این شعر به بررسی موضوعات عشق و زیبایی میپردازد و در عین حال به پیچیدگیهای ارتباط بین عاشق و معشوق اشاره میکند. شاعر از عشق نهان و خواستههای فزونطلبانه میگوید و به احتیاط در صحبت با زیباییها تأکید میکند. او میگوید که عارفان به ظاهر زیباییها توجه نمیکنند و به عمق احساسات و حقیقتها توجه میکنند. همچنین به موضوعاتی چون غم و اندوه در عشق و دوگانگیهای انسانی اشاره میکند و به زیباییهای خاص عشق اشاره دارد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که اگرچه ممکن است غزلسرایی به نظر بیادبی بیاید، اما او بر تداوم این هنر تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز یار لطف نهان خواستن فزون طلبی است
که دل زیاده برد خنده ای که زیر لبی است
به احتیاط سخن در حضور خوبان کن
که خوی سنگدلان آبگینه حلبی است
نمی کنند نظر عارفان به حسن مجاز
به ریگ سینه نهادن، دلیل تشنه لبی است
خسیس را ز مدارا زبان دراز شود
ز آب شعله کشد آتشی که بولهبی است
چراغ انجمن ماست دیده بیدار
می شبانه ما گریه های نیمشبی است
اگرچه نقش دویی نیست در قلمرو حسن
نظر به زلف و خط از روی یار، بی ادبی است
دلش به ما عجمی زادگان بود مایل
اگرچه لیلی صحرانشین ما عربی است
عروس عافیتی را که خلق می طلبند
چو نیک درنگری، در حباله عزبی است
رواست صائب، اگر نیست از ره دعوی
تتبع غزل خواجه گرچه بی ادبی است