ز موج لاله و گل باغ عالم آبی است
پی کشیدن دل هر بنفشه قلابی است
این شعر به زیباییهای طبیعت و احساسات انسانی اشاره دارد. شاعر از گلها و باغها سخن میگوید و به نمادهایی مانند گل و شبنم به عنوان نشانههایی از زیبایی و پاکی اشاره میکند. او تقوا و توبه را به شکل نور و شکوفه توصیف میکند و به رابطه انسان و خدا و راههای رسیدن به حقیقت میپردازد. همچنین نسبت به غفلتهای مردم و خواب غفلتآور زندگی هشدار میدهد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که تصفیه روح و وجود انسان نیاز به توجه و احتیاط دارد، چرا که در این مسیر، خطاها و اشتباهات میتواند عواقب بسیاری داشته باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز موج لاله و گل باغ عالم آبی است
پی کشیدن دل هر بنفشه قلابی است
لباس تقوی ما را فروغ گل برقی است
کتان توبه ما را شکوفه مهتابی است
برای زیر و زبر کردن بنای صلاح
هوای ابر و نسیم بهار سیلابی است
ز برق و باد قدم وا کن که شبنم و گل
به روی آینه از دست رفته سیمابی است
اگر چه دولت بیدار گلشن است بهار
برای مردم بیدرد، پرده خوابی است
ز فکر ساقی و ساغر، حباب آسوده است
هوا بر تنک ظرف، باده نابی است
به کیش ما که وضو دست شستن از جان است
ز خویش هر که تهی گشته است، محرابی است
به هر رهی که روی، می رود به خانه حق
ز هر دری که درآیی، ز معرفت بابی است
به لاغری خط پاکی ز فربهی بستان
وگرنه هر سر موی تو تیغ قصابی است
به احتیاط سخن کن که دولت بیدار
در آن حریم که صائب بود، گرانخوابی است