خط تو چهره گشای بهار آینه است
تبسمت گل جیب و کنار آینه است
این شعر به وصف زیبایی و جذابیت چهره معشوق با بهار و گلها میپردازد. شاعر به اشتیاق تماشای معشوق اشاره میکند و میگوید که غیرت او همچون پردهای در برابر آینهای که تصویر معشوق را نشان میدهد، قرار دارد. همچنین به این نکته اشاره میکند که با وجود هزاران خیانت و درد، هنوز چهرهاش شرمنده آینه است. شاعر قسم میخورد که عشق و زیبایی معشوق از پاکدامنی سرچشمه میگیرد و در نهایت میگوید که انتقاد از عشق بیفایده است، زیرا زیبایی و حسن معشوق همواره موضوع عشق و محبت است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خط تو چهره گشای بهار آینه است
تبسمت گل جیب و کنار آینه است
ز اشتیاق تماشای خود چه خواهی کرد؟
که آه غیرت من پرده دار آینه است
هزار میکده خون جگر تلف کردیم
هنوز چهره ما شرمسار آینه است
قسم به عشق که از فیض پاکدامانی است
که خلوت همه خوبان کنار آینه است
ملامت دل صائب ز عشق بی اثرست
همیشه حسن پرستی شعار آینه است