جهان ز عکس رخ آن یگانه پر شده است
مثال واحد و آیینه خانه پر شده است
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و نشان میدهد که جهان با وجود زیباییهای یگانه و خاص پر شده است. شاعر به احساسات عمیق خود و دلتنگیهایی که دارد، میپردازد و میگوید که قلبش پر از عشق و گریه است. او به آرزوی وصال و عشق ورزیدن اشاره میکند و بیان میکند که زندگی و معنای آن به عشق و زیباییهایی که در اطرافش میبیند، گره خورده است. در نهایت، او تلخیها و دشواریهای عشق را توصیف میکند و میگوید که دنیای شاعرانه او پر از احساسات و غزلهای عاشقانه است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جهان ز عکس رخ آن یگانه پر شده است
مثال واحد و آیینه خانه پر شده است
به جام باده غلط می کنند ساده دلان
ز بس زرنگ گلم آشیانه پر شده است
نفس گداخته آید نگه به مژگانم
ز اشک بس که مرا چشمخانه پر شده است
کجا ز خواب کند ناله منش بیدار؟
چنین که گوش جهان از فسانه پر شده است
چو رزق مرغ قفس نیست غیر خوردن دل
چه سود ازین که مرا آب و دانه پر شده است؟
توان شنید نوای جرس ز بیضه من
ز بس ز زمزمه عاشقانه پر شده است
عنان گریه مستانه مرا بگذار
که گرد غیر درین آستانه پر شده است
مرا ز شکوه دل ساده ای است چون کف دست
ترا ز خرده من گر خزانه پر شده است
درازدستی مژگان جگر شکافترست
دلم خدنگ قضا را نشانه پر شده است
گر آستانه نشین گشته ام ز خواری نیست
که از شکوه جمال تو خانه پر شده است
علاج گرسنه چشمی نمی کند نعمت
که چشم دام مکرر ز دانه پر شده است
جواب آن غزل میرزا سعیدست این
که عالم از غزل عاشقانه پر شده است