نمک به دیده ام از غیرت حنا خفته است
که زیر پای تو چون عاشقان چرا خفته است
این شعر به بیان احساساتی عمیق و عاشقانه میپردازد. شاعر به تصویرگری عشق و فراق میپردازد و به ویژه به مفهوم بیقراری و شور درونی در ارتباط با معشوق اشاره میکند. او از خواب و خاموشی در دنیای عشق صحبت میکند و به نوعی حجاب و معصومیت معشوق را توصیف میکند. در ادامه، به تأثیر عشق بر دل و روح اشاره میشود و به غم و اندوه ناشی از دوری و انتظار برای وصال پرداخته میشود. شاعر از ثمرات زندگی و وفور شادیها سخن میگوید، اما در عین حال از تنهایی و مرگ شهیدانی که در انتظار پاداشهای خود هستند، یاد میکند. در نهایت، ناپایداریهای زندگی و چالشهای موجود در آن مورد تأمل قرار میگیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نمک به دیده ام از غیرت حنا خفته است
که زیر پای تو چون عاشقان چرا خفته است
مگر حجاب تو در باغ رنگ عصمت ریخت؟
که طفل شبنم از آغوش گل جدا خفته است
شریک دولت اگر چشم این کس است بلاست
گلی ز عیش بچینم تا صبا خفته است
کفن لباس ملامت شود شهیدی را
که زیر خاک به امید خونبها خفته است
بیا به ملک قناعت که عیش روی زمین
تمام در شکن نقش بوریا خفته است
ز شوق کوی تو خونش به جوش می آید
اگر شهید تو در خاک کربلا خفته است
کجا بریم ازین ورطه جان برون صائب؟
که راهزن شده بیدار و پای ما خفته است