حذر کنید ز چشمی که آسمان گون است
که همچو سبزه شمشیر تشنه خون است
در این شعر، شاعر به زیبایی و عشق اشاره میکند و هشدار میدهد که باید از چشمهایی که مانند آسمان زیبا و پرجاذبهاند، احتیاط کرد زیرا ممکن است خطرناک باشند. او از غم و اندوه حاصل از عشق میگوید و احساسی شدید از دوری و انتظار را به تصویر میکشد. شاعر به نمادهای طبیعی مانند دشت و غزال اشاره میکند و به حالت احساسات عمیق عاشقان اهمیت میدهد. در نهایت، او به تنهایی و اندوهی که عشق به همراه دارد، اشاره میکند و به نوعی عاقلانه به بررسی زندگی و عواطف انسانی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حذر کنید ز چشمی که آسمان گون است
که همچو سبزه شمشیر تشنه خون است
ز گریه ای که به دامان دشت مجنون ریخت
هنوز داغ لاله کشتی خون است
دل رمیده من گرد کاروان غزال
جنون دوری من گردباد هامون است
ز مرگ، صولت دیوانگان نگردد کم
که چشم شیر چراغ مزار مجنون است
ز شکر، جرأت اهل هوس فزون گردد
زبان شکوه عشاق نعل وارون است
گرفته اند بر او همچو طوق فاخته تنگ
به جرم این که درین باغ سرو موزون است
نشانه تنگ کند بر خدنگ میدان را
دلی که نیست هوایی همیشه محزون است
به عشق حسن چو پیوست آرمیده شود
که خوابگاه غزالان کنار مجنون است
تو ز انتظار هما استخوان خود بگداز
که در خرابه ما جغد نیز میمون است
کسی که سر به گریبان خم کشد صائب
سرآمد همه آفاق چون فلاطون است