غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۲۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

حریم میکده پر جوش از خروش من است

شراب تلخ گوارا ز نوش نوش من است

۲

شراب من چه عجب خشت اگر ز خم برداشت

که سقف میکده ها را خطر ز جوش من است

۳

مشو ز بلبل آتش نوای من غافل

که جوش خون گل و لاله از خروش من است

۴

به خون چو لاله کشد صد هزار پرده گوش

ترانه ای که نهان در لب خموش من است

۵

به آه سرد بود زندگی مرا چون صبح

اگر به خواب روم این علم به دوش من است

۶

ازان گلی که ازین باغ بیخبر چیدم

هنوز نوحه مرغ چمن به گوش من است

۷

ز گوشه گیری خال لب تو معلوم است

که آن بلای سیه در کمین هوش من است

۸

هزار ناله بی پرده در جگر دارم

ترحم است بر آن کس که پرده پوش من است

۹

اگر چه هست گران، ظرفهای پر صائب

سبو ز می چو تهی شد گران به دوش من است

بازگشت به سروده‌های صائب