حریم میکده پر جوش از خروش من است
شراب تلخ گوارا ز نوش نوش من است
این شعر به احساسات و اندوه عمیق شاعر اشاره دارد. شاعر از عشق و مشکلات درونی خود سخن میگوید و به شور و خروش درونش که همچون شراب تلخ و گوارا است، اشاره میکند. او احساس میکند که تنهایی و غم او به مانند صدای بلبل و نالهای در دلش است و زندگیاش بدون عشق سرد و بیروح میباشد. همچنین، او در مورد زیباییها و زشتیهایی که در زندگیاش تجربه کرده، تصویرسازی میکند و به سختیهای عشق و نالههایی که در دلش پنهان است اشاره میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که بار مشکلات و احساساتش بر دوش او سنگینی میکند، حتی اگر ظاهرش نشان ندهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حریم میکده پر جوش از خروش من است
شراب تلخ گوارا ز نوش نوش من است
شراب من چه عجب خشت اگر ز خم برداشت
که سقف میکده ها را خطر ز جوش من است
مشو ز بلبل آتش نوای من غافل
که جوش خون گل و لاله از خروش من است
به خون چو لاله کشد صد هزار پرده گوش
ترانه ای که نهان در لب خموش من است
به آه سرد بود زندگی مرا چون صبح
اگر به خواب روم این علم به دوش من است
ازان گلی که ازین باغ بیخبر چیدم
هنوز نوحه مرغ چمن به گوش من است
ز گوشه گیری خال لب تو معلوم است
که آن بلای سیه در کمین هوش من است
هزار ناله بی پرده در جگر دارم
ترحم است بر آن کس که پرده پوش من است
اگر چه هست گران، ظرفهای پر صائب
سبو ز می چو تهی شد گران به دوش من است