غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۱۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سحاب گرد کدورت شراب صبحدم است

نشاط روی زمین در رکاب صبحدم است

۲

صفای چهره شبنم، گل سحرخیزی است

نقاب دولت بیدار، خواب صبحدم است

۳

دمی که تیره نباشد، دم مسیحایی است

شبی که خوش گذرد در حساب صبحدم است

۴

ز تیغ او جگر زخم تازه می گردد

که صیقل دل مخمور، آب صبحدم است

۵

جهان ز پرتو خورشید غوطه زد در تیغ

هنوز شبنم ما مست خواب صبحدم است

۶

مباد صرف کنی اشک و آه را بی وقت

که این متاع گرانمایه، باب صبحدم است

بازگشت به سروده‌های صائب