سرود مجلس ما جوش مستی ازل است
بط شراب در اینجا خروس بی محل است
این شعر به نوعی به دنیا و زندگی نابهنجار اشاره دارد. شاعر از جوش و خروش زندگی و عشق صحبت میکند و به ناپایداری دنیا و فریبندگیهای آن اشاره میکند. او میگوید که در زندگی، حتی مشکلات میتوانند کلیدهایی برای موفقیت و روزی باشند. همچنین، او به درد و رنج سوختگان اشاره کرده و نشان میدهد که برخی افراد در غفلت از حقیقت زندگی میگذراند. شاعر بر این باور است که حقیقت و پاکی او بیش از دیگران است، اما دنیا پر از تظاهر و فریب است. در نهایت، او به جنون و شور عشق اشاره میکند که با او از ابتدا آشنا بوده و به نوعی جزئی از وجودش شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سرود مجلس ما جوش مستی ازل است
بط شراب در اینجا خروس بی محل است
بسا شکست کز او کارها درست شود
کلید رزق گدا، پای لنگ و دست شل است
ز حال سوختگان بو کجا توانی برد؟
ترا که گل به گریبان و مشک در بغل است
جهان چو دیده سوزن بود بر آن غافل
که تار و پود حیاتش ز رشته امل است
حدیث مرده دلان را به گوش راه مده
که رخنه لب این قوم، رخنه اجل است
به من که پاکتر از چشم عشقبازانم
مدار چرخ مشعبد به مهره دغل است
به غیر سایه دیوار خاکساری نیست
عمارتی که درین روزگار بی خلل نیست
جنون طرازی ما نیست صائب امروزی
میان ما و جنون آشنایی ازل است