اگر چه زلف ترا دل ز کفر تاریک است
ز خط، لب تو گناهی به توبه نزدیک است
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذبه معشوق میپردازد و نکاتی درباره عشق و فاصلههای میان عاشق و معشوق مطرح میکند. او به تاریکی و کفر زلف معشوق اشاره میکند و میگوید که لبان او با گناهی نزدیک به توبه ارتباط دارند. همچنین، از نزدیکی و دوری در روابط انسانی سخن میگوید و به احساسات عمیق و پیوندهای عاطفی اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق و وصال او به معشوق نزدیک است، اما راه رسیدن به آن دارای دشواریها و باریکیهایی است که باید در نظر گرفته شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر چه زلف ترا دل ز کفر تاریک است
ز خط، لب تو گناهی به توبه نزدیک است
ز قرب سیمبران با نگاه دور بساز
که رشته را ز گهر بهره رنج باریک است
ز خود برآمدگان زود می رسند به کام
به بوی پیرهن این راه دور نزدیک است
ز نقش پای تو چون مهر خیره گردد چشم
فسانه ای است که پای چراغ تاریک است
نماز شام شود ساقط از سحرخیزان
شب وصال تو از بس به صبح نزدیک است!
اگر به فکر میانش فتاده ای صائب
مپوش چشم چو سوزن که راه باریک است