نه انجم است که زینت فروز نه فلک است
که بر صحیفه افلاک، نقطه های شک است
این شعر به بررسی موضوعاتی چون زیبایی، عشق و سخن میپردازد. شاعر به تقابل زیبایی و حقیقت اشاره میکند و میگوید که زیباییها و احساسات انسانی هر دو در نهایت مشترک هستند. همچنین تأکید میکند که در وجود انسان، گیجی و بیتوجهی به حال دیگران بهتر از توجه دم دستی است. شاعر به این نکته اشاره میکند که هر سخن و شعری مانند طعام باید با دقت و با معنی باشد، چرا که کلام، ارزش و جایگاه خاصی دارد. در پایان، نسبت به رواج سخن بیمعنا هشدار میدهد و میگوید که سخنِ درست و عمیق، وظیفهای مهم و حیاتبخش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نه انجم است که زینت فروز نه فلک است
که بر صحیفه افلاک، نقطه های شک است
تغافلی که به حال کسی بود مخصوص
هزار بار به از التفات مشترک است
حریف ناله نه ای، در گذر ز صحبت من
که ماجرای من و وصل، آتش و نمک است
به هوش باش نسازی طعام خود را شور
که شعر همچو طعام، استعاره چون نمک است
همین خط است که باطل ز حق جدا سازد
وگرنه حسن زن و مرد، هر دو مشترک است
کلام خویش به هر بیخرد مخوان صائب
سخن وظیفه جان است و روزی ملک است