غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۹۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نه انجم است که زینت فروز نه فلک است

که بر صحیفه افلاک، نقطه های شک است

۲

تغافلی که به حال کسی بود مخصوص

هزار بار به از التفات مشترک است

۳

حریف ناله نه ای، در گذر ز صحبت من

که ماجرای من و وصل، آتش و نمک است

۴

به هوش باش نسازی طعام خود را شور

که شعر همچو طعام، استعاره چون نمک است

۵

همین خط است که باطل ز حق جدا سازد

وگرنه حسن زن و مرد، هر دو مشترک است

۶

کلام خویش به هر بیخرد مخوان صائب

سخن وظیفه جان است و روزی ملک است

بازگشت به سروده‌های صائب