به هر کجا نبود حسن، آفتاب خوش است
ز روی هر چه توان داد چشم آب خوش است
این شعر به زیبایی و لذتهای زندگی اشاره دارد. شاعر با استفاده از تماشای آفتاب، آب و ماه، نشان میدهد که در هر جا زیبایی وجود دارد و هر باری که به دلایل مختلف نتوانیم به آن زیباییها دست یابیم، دلخوشیهایی از یاد آنها در دل داریم. او به طریقی روح زندگی را در محبت، انتظار و حس زیباییشناسی میبیند، و بیان میکند که حتی اگر در شرایطی محدود قرار گیرد، باز هم میتواند از یاد آن زیباییها لذت ببرد و از احساسات خود بهرهمند باشد. همچنان به کمک و یاری دیگران و محبت در زندگی اشاره میکند و نشان میدهد که این احساسات و ارتباطات انسانی نیز میتواند خوشایند و ارزشمند باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به هر کجا نبود حسن، آفتاب خوش است
ز روی هر چه توان داد چشم آب خوش است
ز ماه خانگی آن را که خانه روشن نیست
جلای دیده ز گلگشت ماهتاب خوش است
جواب خشک ازان لعل آبدار مرا
به گوش تشنه لبان چون صدای آب خوش است
اگر ز دامن زلف است دست ما کوتاه
به یاد او دل شب مشق پیچ و تاب خوش است
سفینه از مدد بادبان رسد به کنار
به روی کشتی می جلوه حباب خوش است
بود زکات تمامی به ناقصان احسان
به ماه پهلو دادن ز آفتاب خوش است
من آن نیم که شوم خرج آب و گل صائب
مرا چو گنج گهر با دل خراب خوش است