غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۸۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست

کمند عشرت رم کرده رشته سازست

۲

فروغ نور تجلی به طور می گوید

که کار مردم بی دست و پا خداسازست

۳

تو صاف کرده مده پشت خویش بر دیوار

که حسن، تشنه آیینه نظربازست

۴

به خاک پای خم و گردش پیاله قسم

که تازیانه گلگون می، رگ سازست

۵

ز جام حافظ شیراز مست گردیده است

کلام صائب ازان رو شراب شیرازست

بازگشت به سروده‌های صائب