به دل چو کوه، گران گرچه این کهن دیرست
غنیمت است که سیلاب ما سبکسیرست
این شعر به مضمونهای مختلفی اشاره دارد، از جمله قدرت دل انسان و ارزش آن در مواجهه با مشکلات. شاعر به این نکته اشاره میکند که حتی اگر دل انسان محکم و گرانقدر باشد، در موقعیتی که روح یا نیت او عمیق و خیرخواهانه باشد، موفق خواهد بود. همچنین به اهمیت توبه و برگشتن به مسیر درست و واقعی اشاره میکند. او به این موضوع میپردازد که همواره انسان باید به هویتش و نیت خود توجه کند و از ظاهر خود نگذرد. سرانجام، با تأکید بر امید و پایداری در زندگی، شاعر پیشنهاد میکند که نباید ناامید شد و همواره باید به دنبال خیر و نیکی بود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به دل چو کوه، گران گرچه این کهن دیرست
غنیمت است که سیلاب ما سبکسیرست
دلی که بال و پر همتش نریخته است
اگرچه در ته خاک است، آسمان سیرست
مرا به میکده عزم شکست توبه رساند
رسد به نیت خود هر که نیتش خیرست
ز نقش خود نتواند گذشت کوته بین
اگر به کعبه رود بت پرست، در دیرست
به خود نیامدن اهل عشق تنبیهی است
که آشنایی خود، آشنایی غیرست
ز قلقل بط می عارفی شود آگاه
که با خبر چو سلیمان ز منطق الطیرست
مدار چشم اقامت ز دولت دنیا
که سایه پر و بال هما سبکسیرست
جواب آن غزل است این که آذری فرمود
که ناامید مباشید، عاقبت خیرست