غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۷۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ازان به خاطر من ترک کار دشوارست

که بار دوش توکل شدن به دل بارست

۲

اثر گذار اگر عمر جاودان خواهی

که زندگانی هر کس به قدر آثارست

۳

ازان به تلخی هجر از وصال ساخته ام

که رعشه دارم و این جام سخت سرشارست

۴

امید هست که شیرازه گهر گردد

ز تار و پود جهان رشته ای که هموارست

۵

شد از شکست خریدار، توتیا گهرم

همان ز ساده دلی تشنه خریدارست

۶

ازان همیشه بود وقت می پرستان خوش

که هر کجا که غمی هست رزق هشیارست

۷

تو بی دریغ به ویرانه گنج می بخشی

وگرنه درد ترا دل کجا سزاوارست؟

۸

نفس شمرده زنان راست دل بجا صائب

چمن صحیح بود تا نسیم بیمارست

۹

جواب آن غزل آصفی است این صائب

زمانه ای است که هر کس به خود گرفتارست

بازگشت به سروده‌های صائب