به چشم خفته شکرخواب اگر چه مهتاب است
بیاض دیده روشندلان شکرخواب است
این شعر به بررسی موضوعاتی چون خواب، حقیقت و ظواهر میپردازد. شاعر به تضاد بین ظاهر و باطن اشاره دارد و بیان میکند که بسیاری از چیزها به ظاهر زیبا هستند ولی در واقعیت، حاوی معنای عمیقتری هستند. او همچنین به اشتباهات در ارزیابی و رفتار انسانها اشاره میکند و هشدار میدهد که نباید فریب ظواهر را خورد. در نهایت، شاعر به تلاش و کوشش در زندگی و اهمیت دقت در انتخاب مسیر درست تأکید میکند، به طوری که هدف نهایی فقط به خواب و خیال محدود نمیشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به چشم خفته شکرخواب اگر چه مهتاب است
بیاض دیده روشندلان شکرخواب است
میان باده کشان بی تکلفی باب است
رعایت ادب اینجا خلاف آداب است
به زیر چرخ نماند دل تمام عیار
صدف شکن بود آن گوهری که شاداب است
مخور فریب سخاوت ز چرخ کج رفتار
که طعمه ای که دهد روی پوش قلاب است
شتاب در ره مقصد درنگ می آرد
که خرج راه شود رهروی که بیتاب است
مده به خلوت دل ره فسرده طبعان را
چراغ مرده چه لایق به کنج محراب است؟
به غیر مسجد و میخانه ای که مستثناست
نخوانده هر که به هر خانه رفت سیلاب است
اگر چه آب نسازد چراغ را روشن
فروغ شعله آواز از می ناب است
میان صوفی پشمینه پوش و زاهد خشک
تفاوتی است که در خار پشت و سنجاب است
به گرد دامن منزل کجا رسی صائب؟
چنین که عزم ترا پای سعی در خواب است