غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۵۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پرستشی که مدام است می پرستی ماست

شبی که صبح ندارد سیاه مستی ماست

۲

اگر چه هستی ما چون حباب یک نفس است

دل پر آبله بحر از هواپرستی ماست

۳

ز بخل نیست اگر بسته ایم راه سؤال

در آستین کف سایل ز پیشدستی ماست

۴

نهشت در سر ما مغز، پوچ گوییها

فنای خرمن هستی ز باد دستی ماست

۵

عروج مهر کند عمر سایه را کوتاه

بلند پایگی آسمان ز پستی ماست

۶

ز خود برآمدگانند محو حق صائب

گرفته ماه تمام از غبار هستی ماست

بازگشت به سروده‌های صائب