خط نرسته ازان لعل آتشین پیداست
ز لطف، زهر خط از زیر این نگین پیداست
این شعر به توصیف زیباییها و ویژگیهای شخصی محبوب میپردازد و به نوعی رابطه میان ظاهر و باطن را بررسی میکند. شاعر از طریق نمادها و تصاویر مختلف، احساسات و حالات درونی خود را نسبت به معشوق ابراز میکند. خط و نگین، ناز و عتاب، صفای ساعد و زیبایی روی محبوب، همگی نشاندهنده عشق و تمایل شاعر به این فرد خاص هستند. همچنین، او به ارتباط میان شخصیت و رفتار افراد اشاره میکند و میگوید که با توجه به ظواهر میتوان به باطن آنها پی برد. در نهایت، شاعر احساسات شدید خود را از درد و محبت بیان کرده و به زیباییهای معشوق و تأثیراتی که بر دل او دارد، اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خط نرسته ازان لعل آتشین پیداست
ز لطف، زهر خط از زیر این نگین پیداست
خبر ز نامه سربسته می دهد عنوان
عتاب و ناز تو از صفحه جبین پیداست
ز موج، روشنی آب می شود معلوم
صفای ساعدت از چین آستین پیداست
به درد و صاف می از جام می توان پی برد
ز روی خوب تو آثار مهر و کین پیداست
عیان بود رگ جان از صفای پیکر تو
به رنگ رشته که از گوهر ثمین پیداست
هلال و بدر نگردد اگر چه یک جا جمع
مه تمام سرین از هلال زین پیداست
شده است ناز غرورت یکی هزار امروز
در آبگینه نظر کرده ای، چنین پیداست
ز حرص نوشی ز چشم تو نیش پنهان است
وگرنه نشتر زنبور از انگبین پیداست
توان ز ظاهر هر کس به باطنش ره برد
ز آب شوری و شیرینی زمین پیداست
به امتحان نبود اهل هوش را حاجت
عیار عالم و جاهل ز همنشین پیداست
ز سایل است نمایان عیار جود کریم
که باد دستی خرمن ز خوشه چین پیداست
چو آتشی که نمایان بود به شب صائب
دل کبابم ازان زلف عنبرین پیداست