از هوس گر تو به دنبال هواخواهی رفت
زود بی برگ ازین دار فنا خواهی رفت
این شعر دربارهی هشدار به انسان است که در پی هوسها و آرزوهای زودگذر خود نرود. شاعر به مخاطب میگوید که در این دنیا همه چیز فانی است و عمر کوتاه است. او تأکید میکند که اگر انسان نتواند از دنیا و خواستههای زودگذر فاصله بگیرد، به جایی نخواهد رسید و در انزوا و گمراهی باقی خواهد ماند. همچنین، بر اهمیت دلسپردن به خدا و حقیقت زندگی تأکید میکند و هشدار میدهد که در جستجوی خوشبختی و معنای واقعی، نباید در دام ظاهر و اعتقادات نادرست بیفتد. در نهایت، شاعر به تنهایی و جدایی از دنیا در روز قیامت اشاره میکند و ناگزیر بودن این مسیر را بیان میدارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از هوس گر تو به دنبال هواخواهی رفت
زود بی برگ ازین دار فنا خواهی رفت
کوه تمکین تو چون کاه سبک می گردد
اگر از هر سخن پوچ ز جا خواهی رفت
نیست ممکن دل بیتاب تو آسوده شود
تا درین نشأه ندانی که کجا خواهی رفت
عمر ده روزه زیادست درین وحشتگاه
تا به کی در طلب آب بقا خواهی رفت؟
دل خود آب کن، از هر دو جهان دست بشو
گر به سر منزل مردان خدا خواهی رفت
می شوی رو به بقا روز قیامت محشور
نگران گر تو ازین دار فنا خواهی رفت
گردی از محمل لیلی نتوانی دریافت
گر تو از راه به آواز درا خواهی رفت
در دل است آنچه تو در عالم گل می جویی
چند در کعبه پی قبله نما خواهی رفت؟
نکند در به رخت باز اگر رخنه دل
تو ازین خانه دربسته کجا خواهی رفت؟
تو اگر تکیه کنی بر خرد ناقص خود
زود در چاه ضلالت به عصا خواهی رفت
به رفیقان موافق چه نهی دل صائب؟
عاقبت از همه چون فرد و جدا خواهی رفت