غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۳۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هر که باریک شد از فکر، توانایی یافت

هر که افتاد ز پا، پنجه گیرایی یافت

۲

بی تعلق گذر از عالم (و) جاویدان باش

هر که چون مهر بدر رفت مسیحایی یافت (کذا)

۳

دیده مگشای که در بحر پر آشوب جهان

هر که پوشید نظر گوهر بینایی یافت

۴

هند را چون نستایم، که درین خاک سیاه

شعله شهرت من جامه رعنایی یافت

۵

حق نه آن است که عاشق نبود بر مرکز

هر که آراسته گردید تماشایی یافت

۶

چون نسوزد جگر از داغ ندامت صائب؟

کآنچه می جست دلم، لاله صحرایی یافت

بازگشت به سروده‌های صائب