این چه حرف است که در عالم بالاست بهشت؟
هر کجا وقت خوشی رو دهد آنجاست بهشت
شاعر در این شعر به مفهوم بهشت و جایگاه آن در عالم اشاره دارد. بهشت را جایی میداند که لحظات خوشی در آن تجربه میشود و هر کجا که زیبایی و خوشی هست، آنجا بهشت است. او بیان میکند که نوشیدنیها و لذتها چشمههای زندگی و روحانیات هستند. بهشت برای دلهایی که از دلتنگی رنج میبرند، مکان امنی است و دنیا به شرطی بهشت است که دل انسان روشن و پاک باشد. او به افرادی که به دنیا و خوشیهای آن بیاعتنا شدهاند، اشاره کرده و میگوید که بهشت در واقع، در دسترس کسانی است که واقعاً میبینند و درک میکنند، نه کسانی که تنها به ظواهر توجه میکنند. در نهایت، شاعر میگوید که زیباییهای بهشت در دید کسانی است که از دنیای مادی دور شده و به عمق وجود خود توجه کردهاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
این چه حرف است که در عالم بالاست بهشت؟
هر کجا وقت خوشی رو دهد آنجاست بهشت
باده هر جا که بود چشمه کوثر نقدست
هر کجا سرو قدی هست دو بالاست بهشت
دل رم کرده ندارد گله از تنهایی
که به وحشت زدگان دامن صحراست بهشت
از درون سیه توست جهان چون دوزخ
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
دارد از خلد ترا بی بصریها محجوب
ورنه در چشم و دل پاک مهیاست بهشت
هست در پرده آتش رخ گلزار خلیل
در دل سوختگان انجمن آراست بهشت
عمر زاهد به سر آمد به تمنای بهشت
نشد آگاه که در ترک تمناست بهشت
صائب از روی بهشتی صفتان چشم مپوش
که درین آینه بی پرده هویداست بهشت