غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۳۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

این چه حرف است که در عالم بالاست بهشت؟

هر کجا وقت خوشی رو دهد آنجاست بهشت

۲

باده هر جا که بود چشمه کوثر نقدست

هر کجا سرو قدی هست دو بالاست بهشت

۳

دل رم کرده ندارد گله از تنهایی

که به وحشت زدگان دامن صحراست بهشت

۴

از درون سیه توست جهان چون دوزخ

دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت

۵

دارد از خلد ترا بی بصریها محجوب

ورنه در چشم و دل پاک مهیاست بهشت

۶

هست در پرده آتش رخ گلزار خلیل

در دل سوختگان انجمن آراست بهشت

۷

عمر زاهد به سر آمد به تمنای بهشت

نشد آگاه که در ترک تمناست بهشت

۸

صائب از روی بهشتی صفتان چشم مپوش

که درین آینه بی پرده هویداست بهشت

بازگشت به سروده‌های صائب