غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۲۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دل ازان زلف چلیپا نتوانست گذشت

طفل از دام تماشا نتوانست گذشت

۲

سوز ما را نتوان کرد به مجنون نسبت

هیچ مرغی ز سرما نتوانست گذشت

۳

دامن از خار علایق نتوان آسان چید

سیل از دامن صحرا نتوانست گذشت

۴

گرچه از فاختگان یافت پر و بال عروج

سرو ازان قامت رعنا نتوانست گذشت

۵

عاقبت سرد به جان کندن بسیار گذاشت

آن که گرم از سر دنیا نتوانست گذشت

۶

دامن دولت جاوید به دستی افتاد

که ز دریوزه دلها نتوانست گذشت

۷

دیده از روی نکویان که تواند برداشت؟

که ز خورشید، مسیحا نتوانست گذشت

۸

صائب از خوردن می گرچه دلش گشت سیاه

لاله از باده حمرا نتوانست گذشت

بازگشت به سروده‌های صائب